ازدواجهای اشتباه
ازدواجهای اشتباه
در کتاب مردان مریخی، زنان ونوسی پیرامون عشق مرد به زن چنین آمده: «عشق یک مرد به زن همانند رویدادی است که در آن اولین مریخی توانست به وجود ونوسیها پیببرد. در آن حالت مرد مریخی در غار ذهن خویش فرو رفته بود و نمی توانست به علت افسردگی خویش پی ببرد. او با تلسکوپ خود مشغول جست و جوی آسمان بود، اما گویی او را صاعقه زده بود که در لحظهای باشکوه، زندگی اش برای همیشه متحول شد. او از درون تلسکوپ خود تصویری را دیده بود که در نزد خویش آن را مظهر شکوه و زیبایی حیرتآوری توصیف مینمود.»
با خواندن این چند خط از کتاب پرفروش و جذاب «جان گری» چه موضوعی در ذهنتان تداعی میشود. آیا واقعاً ازدواج به همین آسانی امکانپذیر است؟ آیا می توان به همین آسانی عاشق شد و این عشق را مبنای زندگی آتی دانست؟
متأسفانه در جامعه امروزی هرچه روابط میان اعضای خانواده سست تر شود، فرزند دختر و پسر خانواده به دیگران گرایش بیشتری می یابند. اگر پدر و مادر در روابط با یکدیگر و نحوه برخوردهایشان نتوانند تغییری ایجاد کنند با خیال پردازی خود را در آینده میبینند که با همسر خود مشکلی نداشته و با دقت به این نکات مشکلات موجود در سر راه را برمی دارند.
آیا این شیوه صحیح انتخاب زندگی است؟ امروزه افزایش آمار طلاق در ایران به عنوان زنگ خطر برای مسؤولین مربوطه و مردم محسوب می شود. گاهی اوقات بعضی جوانان بدون داشتن آگاهی کامل از فرد مقابلشان تصمیم به ازدواج می گیرند، بدون اینکه حتی در مورد خلقیات همسرشان چیز بیشتری بدانند، اما باید دانست ریشه این ازدواج با عجله از کجا منشأ میگیرد.
1 –برخی افراد (به خصوص دختران) راه فرار آبرومندانه از خانه را ازدواج می دانند. جوانی که در منزل مدام سرکوفت میشنود یا به علت بالا رفتن سنش برای ازدواج با دیگران که متأهل هستند مقایسه میشود یا اگر دارای پدر و مادری معتاد است و ... به هر حال وضعیت منزل با روحیات او سازگار نیست و در این محیط همواره دچار افسردگی است، بهترین راه گریز را ازدواج می داند.
2 –معمولاً فردی که در خانوادههای کم درآمد رشد می یابد در رویاهایش همسرش را فردی ثروتمند میبیند که با اسب سفید میآید و او را به بهترین جای دنیا میبرد. چنین ازدواجی که تنها به خاطر پول و ثروت انجام گیرد دوام چندانی ندارد. فردی که تنها به خاطر مادیات با کسی ازدواج کند که با روحیات و خلقیات او سازگار نیست خیلی زود از چنین زندگی سیر میشود.
3 –ازدواجهای اجباری: خوشبختانه با فرهنگ سازی و بالا رفتن سطح درک و فهم افراد ، پدر و مادر و ... به جای اجبار توانستهاند به عنوان یک مشاور دلسوز و رفیقی شفیق در کنار فرزندان خود قرار گیرند، ولی هنوز پدر و مادران معدودی هستند که نسبت به ازدواج فرزندشان نگرش یک جانبه دارند و نظر فرزندشان در مورد شخص مورد نظر مهم نیست.
4 –اگر شما هر روز صبح هنگامی که منتظر سرویس ادارهتان هستید متوجه فردی شوید که او نیز مانند شما منتظر است، شاید در روزهای اول برایتان عادی باشد ولی اگر این دیدنها تکرار شود عادت میکنید که هر روز او را در ایستگاه ببینید و به خاطر برداشت غلط، برخی افراد این عادت محض را عشق تلقی می کنند و یا مثلاً اگر در اداره همکاری دارید که بسیار دلسوز است و در کارهای عقب ماندهتان شما را یاری میدهد این دلیل برآن نیست که میتواند همسر و شریک خوبی برای زندگی شما بوده و در مشکلات زندگی نیز همگام شما باشد.
5-ازدواج به دلیل شفقت و دلسوزی برای فرد: گاهی انگیزه فرد برای ازدواج، نجات دادن فرد مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی، مشکلهای اقتصادی، اجتماعی و دلایل دیگر است و یا برعکس فرد به دلیل موقعیت بالای اجتماعی که فرد مقابلش دارد با وی ازدواج می کند که در هر صورت اشتباه بوده و دیر یا زود منجر به جدایی میشود.
فاطمه صوفیدلگرم