سفارش تبلیغ
صبا

وبلاگ خوب

صفحه خانگی پارسی یار درباره

سخنی از عشق...

سخنی از عشق...

وقتی در دوران کودکی و نوجوانی اختلاف زن و شوهرهای متعدد را می دیدم احساس می کردم که اشتباهی در میان است. صمیمیت کافی و علاقه لازم در آن عشق وجود ندارد، رنگ سیاه کینه و خود جانبداری، نقش زیبا و لطیف گذشت و انعطاف را در خود حل کرده است. صداقت بیگانه شده و فداکاری، جانشین پیدا کرده است.
با خود می گفتم که اما، در زندگی و رابطه من این چنین نخواهد بود، عشق معنای واقعی دارد و صداقت هدیه من و فداکاری هدیه اوست. عشق ما علاقه به دیگری است، نه به ثروت و مقام و چهره. در قانون زندگی من قهر و اختلاف نا متعارف بود و رقابت و لجبازی بدون معنی. آنچنان در خیال خود خوش بین بودم که احساس می کردم با این افکار از دیگران متمایز شده ام. او هم مانند من و من هم مانند او.
اما وقتی عشق را در واقعیت دیدم، به افکار خود نرسیدم. نه تنها رویاهایم را در وجود دیگران نمی یافتم، در رفتار خودم هم پیدا نکردم. فکر کردم که آن ها بدند که من بد شده ام اما باز فکر کردم من که نباید با بدی دیگران بد شوم. مشورت و راهنمایی دیگران بوی افکار نوجوانیم را نمی داد ولی مثل اینکه واقعیت همان بود که می دیدم و می شنیدم نه آن که فکر می کردم.
می گفتند عشق از روی احساس است و ماندگار نیست اما علاقه از عقل می آید و با دلیل جاودانه است، دلیل عقل منطقی است و علاقه اش با فکر. اما این فکر سیاست دارد، این عاشقی شرط و شروط دارد و برای رسیدن به آن زحمت فراوان می خواهد و تلاش دوچندان.
بازهم نپذیرفتم گفتم علاقه از عقل است ولی نه مشروط، علاقه که شرط ندارد، گفتند در دنیایی که اشتباه کنی یک عمر بیراهه خواهی رفت، علاقه شرط دارد. چون سرنوشت است، یک عمر زندگی است و انتخاب بزرگراه اصلی زندگی تو که اگر بخواهی آن را برگردی از دیگران عقب خواهی افتاد. اگر از روی عقل و مشروط به خوشبختی نباشد، پس پیمودنش از برای چه است؟
گفتم افکارم خوشبختی می آورد، گفتند افکارت شاید ولی رفتارت نه، اما من فکر می کنم که آن ها اشتباه می کنند، چرا باید با سیاست زندگی کرد، صداقت نداشت، فداکاری نکرد و برای دیگری جان نسپرد.
چرا رفتارهای ما با گفته هایمان مغایرت دارد؟ چرا دوستت دارم و فدایت شوم ها تنها به ارزش یک گفتار است و چرا تا زمانی خوب هستیم که مفید هستیم؟
ما دیگران را برای رفاه خود می خواهیم نه برای اینکه در کنارشان باشیم. زمانی از وجود آن ها لذت می بریم که احساس کنیم از وجود و حضور آن ها بهره ای می بریم. حال این بهره هرچه می خواهد باشد، ثروت، عاطفه، قدرت یا هر مورد دیگری.
ما دیگران را برای این نمی خواهیم که خوشحالشان کنیم، کمکشان کنیم و ارتقایشان دهیم. با او روراست نیستیم، می گوییم که هستیم ولی نیستیم. می گوییم که در زندگی من بهترینی ولی شاید به گفته خود ایمان نداشته باشیم. برایش ساز حمایت و دلسوزی می زنیم ولی حاضر نیستیم به خاطر او هر کاری بکنیم. می گوییم تو خوب ترینی ولی احتمال این که بدگویی اش را بکنیم فراوان است. شاید به او خیانت کنیم و نارو بزنیم. شاید برای رشد خود راضی به شکست او شویم و شاید برای رسیدن به اهداف خود او را له کنیم.
از اعمال و رفتارش شکایت می کنیم اما خودمان در همان موقعیت همان کار را انجام می دهیم، وقتی خودمان را جای او می گذاریم می فهمیم که این خواسته یا اعمال سزاوار نیست اما بازهم اصرار بر انجام آن داریم. در زمان خوشی و راحتی او را فراموش می کنیم و در بدبختی ها او را شریک موظف خود می دانیم.
علاقه ای به درک احساسات او نداریم ولی توقع درک احساساتمان را داریم. از او می خواهیم به خواسته های ما توجه کند ولی به خواسته هایش توجهی نداریم. حقش را کامل ادا نمی کنیم و به نیازهایش کامل پاسخ نمی دهیم.
حال او کیست؟ او در درجه اول همسر ماست، اما می تواند پدر، مادر، خواهر، برادر، فرزند، دوست، همکار ما یا یک رهگذر باشد. مهم نیست که او کیست، مهم این است که ما...


صدو یک 101 راهکار برای ابراز عشق بدون رابطه جنسی

صدو یک 101  راهکار برای ابراز عشق بدون رابطه جنسی

به او بگویید که دوستش دارید
بغل کردن یا بغل شدن
اطمینان پیدا کردن از این موضوع که به اندازه کافی برای او احترام و ارزش قائلید
بوسیدن هنگامیکه دیگران در حال نگاه کردن به شما هستند
بوسیدن زمانیکه مردم شما را نگاه نمی کنند
به او بگویید که برایش ارزش قائل هستید
دست های یکدیگر را بگیرید
رفتن به یک دوچرخه سواری طولانی مدت
تهیه یک هدیه ویژه
هر زمان که نیاز به یک دوست خوب داشت، شما در دسترس باشید
وقت گذراندن در کنار یکدیگر
رفتن به سینما
قدم زدن در جنگل، شانه به شانه هم
ضبط کردن یک نوار پر از آهنگ های عاشقانه
صحبت کردن در مورد احساساتتان
رویاهایتان را با یکدیگر در میان بگذارید
یکدیگر را با تمام وجود در آغوش بگیرید
با هم روی نیمکت پارک بنشینید
با هم قدم بزنید
برای صرف غذا بیرون بروید
پیک نیک بروید
با هم فریزبی بازی کنید
از هم تعریف کنید
با هم داخل جکوزی ریلکس شوید
استخر بروید
با هم به خرید وسایل خانه بروید
فقط نزدیک هم باشید
با کمک هم غذا درست کنید
یکدیگر را با عشق و علاقه لمس کنید
تکالیفتان را با هم انجام دهید
برای یک سفر تفریحی برنامه ریزی کنید
با هم به مهمانی بروید
کیک بپزید
به کتابخانه بروید
داخل موزه بچرخید
فقط در کنار او باشید
ببینید چه چیز برای دیگری جالب است - و آنرا انجام دهید
با هم ورزش کنید
به یکدیگر خیره شوید
اتومبیل های یکدیگر را بشویید ( یا دوچرخه!)
با هم به ماهیگیری بروید
با هم صحبت کنید
به نگرانی های یکدیگر گوش دهید
ناخن انگشت پای یکدیگر را بگیرید
آهنگ مورد علاقه او را انتخاب کنید
به شادی های هم گوش دهید
یکدیگر را در نزدیکی خود نگه دارید
با چشم های او صحبت کنید
برای هم نامه بنویسید
تماس تلفنی داشته باشید
به هم اعتماد کنید
به او یک حلقه، کادو بدهید
خانواده های یکدیگر ملاقات کنید
با هم به کوهپیمایی بروید
در حق هم از خودگذشتگی نشان دهید
برای هم شکلات بفرستید
به هم احترام بگذارید
زیر نور ماه قدم بزنید
یادداشت عاشقانه ای بنویسید و آنرا را در جایی پنهان کنید که او پیدا کند
نگاه های تحریک کننده به هم کنید
شعر بنویسید
گل بفرستید
شام را در روشنایی شمع صرف کنید
کنسرت بروید
طلوع خورشید را با هم نگاه کنید
سالگرد ها را فراموش نکنید
روی یکدیگر اسم های مستعار بگذارید
به دیدن مناظر زیبا بروید
یک فیلم اجاره کنید و با هم به تماشای آن بنشینید
بدون سؤال برای هم کاری انجام دهید
برنامه ازدواج بریزید
یک جمله زیبا در گوش دیگری زمزمه کنید
دوستان خوبی برای هم باشید
با هم خوش بگذرانید
برقصید
موزیک گوش کنید
با هم شوخی کنید
با هم به یک چیز بامزه بخندید
نسبت به هم با وفا باشید
همدیگر را تحت تاثیر قرار دهید
لیستی از چیزهایی که در مورد یکدیگر دوست دارید، تهیه کنید
کتاب بخوانید و در مورد آن با هم بحث کنید
دوستان یکدیگر را ملاقات کنید
اسب دوانی کنید
غذای مورد علاقه دیگری را برای او درست کنید
ببنید چه چیزی او را خوشحال می کند
برای هم هدیه درست کنید
موهای او را بشویید
غروب خورشید را تماشا کنید
با اتوبوس به سفر بروید
درخواست کنید تا آهنگ مورد علاقه او را از رادیو برایش پخش کنند
یک کارت جالب و بامزه برایش بفرستید
رویاهای آینده را با او در میان بگذارید
با هم بازی کنید
برای هم جوک تعریف کنید
به هم فکر کنید
ببینید چه چیز اورا عصبانی می کند
با هم اسکیت کنید
حلقه رد و بدل کنید
با هم از یک بستنی بخورید
عکس دو نفری بیندازید